EQ یا IQ ؟ پیشرفت وموفقیت تحصیلی و شغلی به کدامیک وابسته است؟ ( ۲ )

EQ یا IQ ؟ پیشرفت وموفقیت تحصیلی و شغلی به کدامیک وابسته است؟ ( ۲ )

در قسمت اول به تعاریف هوش عقلانی و هیجانی پرداختیم و اهمیت آنرا بررسی کردیم در این قسمت به آسیب شناسی هوش هیجانی می پردازیم و عواملی که باعث افزایش آن میشود را مرور می کنیم.

 

آسیب شناسی هوش هیجانی

 

روانشناسان معتقدند هوش هیجانی‌‌ ‌پایین از‌ابتدای کودکی تا زمان بزرگسالی دست‌‌‌‌‌ ‌و‌پا گیر است.

آنها معتقدند که گوشه‌گیری یا انزاوای فرد یکی از مشکلاتی است که مستقیما با پایین بودن هوش هیجانی در ارتباط است و اگر فرد فکری به حال خود نکند کارش به ناسازگاری اجتماعی می‌کشد.

آنها می‌گویند فردی که گوشه‌گیر است و در برقراری رابطه اجتماعی ناتوان است رشد نخواهد کرد. رابطه‌اش با دوستان و آشنایان به هم می‌خورد و در نتیجه نوعی ناسازگاری اجتماعی را تجربه می‌کند. همین امر او را به انزوا و کج خلقی می‌کشاند. به اعتقاد این دسته از روانشناسان بالینی افراد زمانی شاد و خرسند هستند که هم از سلامت جسمی بیشتر و هم از هوش هیجانی بالاتری برخوردار باشند.

 

روانشناسان معتقدند که این افراد مسولیت پذیرند. اجتماعی و توانا هستند به همین دلیل می‌توانند غم و اندوه را از خود دور کنند و شاد باشد. این دسته از پژوهشگران معتقدند که اگر کودک هوش هیجانی بیشتری داشته باشد در تشخیص موقعیت‌های خطرناک سریعتر واکنش نشان خواهد داد . آنها تا آنجا پیش‌می‌روند که معتقدند نوجوانانی با درصد EQ بالاتر در دوران نوجوانی انحرافات اخلاقی کمتری دارند و به طور چشم‌گیری موقعیت‌های مثبت را بیشتر در میابند. برخی پژوهشگران معتقدند می‌توان برای بالا بردن EQ کلاس برگزار کرد. اما چون هوش هیجانی معطوف به یک جنبه نیست نمی‌توان انتظار داشت که خیلی سریع EQ افراد بالا برود. ظاهرا در دنیا برنامه مدونی وجود دارد که به افراد با EQ پایین کمک میکند تا با گذراندن برنامه ۶  ماه تا ۱ ساله هوش هیجانی خود را افزایش دهند. آنها ۵ جنبه را مورد نظر قرار میدهند و اعتقاد دارند که افراد با تکیه بر هر یک از آنها قادر خواند بود به درجات بالاتری در هوش هیجانی دست یابند. با این حال پژوهشگران یادآور می‌شوند در صورت عدم موفقیت وجود مشاور مجرب ضروریست.
این ۵ جنبه به صورت زیر بیان می‌شود:

۱- افزایش خودآگاهی: اگر هر فردی آگاهی و دانش خود را افزون کند به این معنا که خویشتن را بشناسد و از حالات هیجانی خود به اندازه کافی مطلع باشد و میزان کنترل خود را در شرایط متفاوت آزمایش کرده باشد به این معنا که بتواند درک درستی از وقایع بدست آورد و عکس‌العمل‌های هیجانی خود را در موفقعیت‌ها مختلف پیش‌بینی کند و بعد در چگونگی درستی و نادرستی واکنشهایش به داوری بنشیند آن زمان می‌تواند بهترین تصمیم را بگیرد. با توجه به آنچه گفته شد اگر افراد تلاش کنند که خودشان را بیشتر بشناسند به بیشترین نتیجه در زمینه خودآگاهی دست یافتند.

۲- کنترل فردی: پژوهشگران می‌گویند اگر هیجانات کنترل شوند به این معناست که هوش هیجانی بالاست. از نظر آنها تفاوتی بین هیجانات مثبت و منفی وجود ندارد. یک فرد اگر بتواند شادی‌هایش را کنترل کند در کنترل خشم نیز موفق خواهد بود.

۳- افزایش حس همدلی: اگر فرد بتواند در مواقع هیجانی به کنترل هیجانات بپردازد به این معنا که به جای خود بر دیگری تمرکز کند و خود را به جای فرد دیگری بگذارد و عکس‌العمل فرد مقابل را در مواجه با یک پدیده حدس بزند می‌تواند کنترل موقعیت‌ها را در دست بگیرد. به این ترتیب همدلی با دیگری و توجه به نظرات افراد  در مواقع مواجه با مشکل، کارساز است.

۴- اصل برابری: اگر قرار است در یک رابطه موفق باشید حتما فرض را بر این بگذارید که شما با دیگری برابر هستید.

۵- تاثیر گفتگو: در موقعیت‌های چالش‌ برانگیز اگر سکان گفتگو مثبت را با دیگران در دست بگیرید، چالش‌ها سریعتر حل خواهد شد. هر چه از EQ بالاتری برخوردار باشید در انجام این کار موفق‌ترید.

 

و در آخر اینکه برای داشتن یک زندگی موفق و شاد،افزایش EQ اهمیت بسیاری دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *