حرف‌های خودمانی ، گلدان کوچک من (بخش دوم)

حرف‌های خودمانی ، گلدان کوچک من (بخش دوم)

آرزوهایتان را هر چند وقت یک بار مرور کنید. برگردید به اول و ببینید چه آرزویی داشتید، الان کجا هستید، به چه بخش هایی از آن رسیده اید، چه بخش هاییش نشده. عیب ندارد، اگر چند تا از برگ های این گیاه زرد شده، هرس کنید.

مهم این است که دوباره و دوباره شور و اشتیاق اول را در خودتان زنده کنید. شک نکنید گلدان آرزوی شما هر روز رشد داشته است، حالا یک روز بیشتر یک روز کمتر. ظاهرش این است که تکان نمی خورد، اما اگر هر روز یک عکس از آن بیندازید می بینید که نسبت به روز اول چقدر تغییر کرده است. شما آرزویتان را جای خوبی کاشته اید، در حاصل خیزترین و مطمئن ترین خاک یعنی درونتان. فقط حواستان به چند چیز باشد:

۱-  صبر داشته باشید تا گیاهتان رشد کند. اگر یک دانه سیب کاشته اید و تازه یک برگ کوچک از خاک بیرون زده، برای جمعه وانت کرایه نکنید که سیب بار بزند. می دیدیم بعضی ها هر ده تا تست درستی که می زدند حساب می کردند الان کدام دانشگاه ها قبول می شوند. یک ذره امان بدهید.

۲-  اگر درونتان آرزویی دارید و می خواهید سریع تر به آن برسید، با شلنگ آب ندهید. همان چند قطره آب کافی است.  مثلا اگر آرزوی رتبه خوب یا فلان دانشگاه را دارید، لازم نیست یک هفته فقط خودتان را ببندید به تست که بعد هم ببینید هیچ فرقی نکرد و مایوس شوید. مطمئن باشید تلاش های غیر عادی و موقت شما را به آرزو هایتان نزدیک نمی کند.

۳-  اینقدر گلدانتان را با بقیه مقایسه نکنید. شما یک چیزی کاشته اید، آن یکی یک چیز دیگر. برای شما ممکن است از این گیاه هایی باشد که سالی یک برگ می دهد، برای آن یکی از آنهایی که همینطور برگ می دهند. یکی دیگر هم ممکن است اصلا کاکتوس کاشته باشد. به گلدان خودتان نگاه کنید.

۴- مهم نیست که آرزوهایتان بزرگ یا عجیب و غریب هستند یا نه. مهم این است که آرزوی قلبی شما باشد. شمایید که باید دوستش داشته باشید. شمایید که بالاخره به آنها می رسید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *