پر عمق (بخش دوم)

پر عمق (بخش دوم)

یکی از این تمرین‌های غلط تمرکز کردنی که بحثش شد، فشار آوردن به خود در سکوت است. البته شکی نیست که انسانی که حواسش را بر روی انجام کاری متمرکز می کند، ناخودآگاه ساکت تر و کم صدا تر می شود. اما معنیش این نیست که اگر با همین حالمان هر چه جای ساکت تر برویم، تمرکزمان را هم بیشتر کرده ایم.
زمان ما، گاهی می بردنمان یک جای سکوت مطلقی که پرنده هم پر نزند، مثل کتابخانه. می گفتند یک ساعت و نیم بنشینید و فقط حواستان به درستان باشد. سکوتش هم سکوت بود ها، نه سکوت الکی. تجربه بارها ثابت کرده است معمولاً اینجور وقت ها ناخواسته از یک چیزهایی یک صداهایی در می آید که باور کردنش برای هیچکس ساده نیست.
یعنی زیپ جامدادی را می خواستیم باز کنیم، استرس داشتیم با این صدایی که الان می دهد چکار کنیم؟ اصلا گردن بگیریم یا نه؟ حالا اینها به کنار، یکی یکی همه وسایل روی میز سر می خورد. یکی در میان اتودها  قل می خورد و ترق می خورد روی کاشی. هر بار هم همه بر می گشتند و می گفتند نچ. دیده شده بود خود طرف هم می گفت نچ. فضا هم جوری نبود که بشود زیر استرسش زنده ماند.
اتفاقی که در عمل می افتاد این بود که به جای تست زدن و درس خواندن با تمرکز در سکوت، بیشتر مراقب صداهایمان بودیم تا زنگ بخورد و راحت شویم. زنگ که می خورد، نفس راحتی می کشیدیم که حالا می تونیم مثل آدم زندگی کنیم.

این تمرکز نیست. انسانی که ذهنش را روی کارش متمرکز کرده، خیلی عادی است. ممکن است محیط پیرامون یا رفتارش را یک کم تغییر بدهد، ولی یک کم. این انسان راحت زندگی اش را می کند و صداهای لازم را در می آورد. فقط اون لحظه تمام ذهن و حواسش را جمع کرده روی آن کاری که دارد انجام می دهد. در عمق است. حالا هر کاری که هست، فرقی نمی کند. درس خواندن باشد، شنا کردن باشد، یا گاز زدن یک سیب سبز.

این مطلب را نیز بخوانید:  آرامش در چند نکته...!

اپلیکیشن کنکور قبولی، بهترین اپلیکیشن کنکور و آزمون آنلاین و برنده جایزه مردمی در جشنواره وب و موبایل در سال 97

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *