موفقیت و نظم

موفقیت و نظم

یکی از فاکتورهای اساسی موفقیت نظم است، نظم در فعالیتهای جمعی یکی از پایه های  دستیابی به اهداف است. امروزه  توفیق در انجام هر پروژه ای بدون وجود  نظم وانظباط ناممکن است. نظم و انضباط به طور کلی پیروی از چارچوب‌هایی از پیش تعیین شده است که عادات پراکنده و باری به هر جهت ما را تغییر میدهد و بر اساس نظم تعیین شده به سوی هدف سوق می‌دهد. چارچوب‌های پیروی از اصول برای همه افراد و در هر شرایطی یکسان نیست. هیچ چارچوبی غیرقابل تغییر نیست. در صورتی که متعصبانه از روش‌ها و چارچوب‌هایی قدیمی و یا باورهای غلط برخی از افراد غیر متخصص پیروی کنیم نه تنها نظم و  انضباط تحمیلی سودی نخواهد داشت بلکه قدرت تصمیم گیری و خلاقیت ما را نیز از بین خواهد رفت. منظور از داشتن نظم پیروی از چارچوبی منعطف، منطقی و علمی است که در شرایط مختلف امکان تطبیق داشته باشد و شما را از نزدیک‌ترین مسیر به مقصود برساند. چارچوبی که شما آنرا قبول کرده‌اید نه به شما تحمیل شده. نقش مهم نظم در رسیدن به هدف انکار ناپذیر است از محدودیت‌هایی است که به نفع شما تمام خواهد شد.

داوطلبان کنکور درست یا غلط، منطقی یا غیر منطقی ،ظاهرا مسابقه ای نفس‌گیر برای دستیابی به صندلی‌های دانشگاه پیش رو دارند. مسلما تمامی دروسی که پیش روی ما قرار دارد و قرار است که آنها را به حافظه بسپاریم، بعضا نه جذاب اند ونه دوست داشتنی، شاید بعضی از مطالب آن اصلا به هیچ دردی هم نخورد و تنها فایده آنها این باشد که به سوالات چهارگزینه ای پاسخ صحیح بدهیم ،اما واقعیت این است که ما پروژه‌ای پیش رو داریم و باید آنرا در زمان کاملاً معینی به سر انجام برسانیم، بازه زمانی به هیچ وجه کم وزیاد نمی‌شود،کمیت مطالب درسی نیز تغییر قابل توجهی ندارد،استراتژی ما هم مسلماً قبولی در کنکور است، بنابراین قبل از شروع کار زمان کمی را به تعیین هدف اختصاص بدهیم، چه رشته‌ای وکدام دانشگاه مورد نظر ماست؟ م

حدودیت ما به لحاظ اصول و تبصره های  مندرج در دفترچه راهنما چگونه است،  بعد ازپاسخ به این سوالات، حالا نوبت به نوشتن یک برنامه واقع بینانه می‌رسد.

این برنامه را بر اساس شرایط وعادات روزمره خودمان به روی کاغذ بیاوریم، مطمئن باشیم برنامه ای که مینویسیم شبیه یک آگهی تبلیغاتی نباشد، ما قرار است این برنامه را مو به مو اجرا کنیم پس باید بر اساس واقعیات موجود، از جمله عادات خوابیدن، تفریح کردن، غذا خوردن، ودرس خواندمان برنامه تنظیم کنیم، مثلا اگر با یک ساعت درس خواندن به صورت ممتد، خسته میشویم، منطقی نیست که در یک نوبت برای خودمان سه ساعت مطالعه در نظر بگیریم، به نظر می‌رسد که بهتر است ابتدا برنامه کوتاه مدت را بر اساس یک برنامه حداقلی، اما با جدیت و نظم حداکثری اجرا کنیم، سپس حجم وساعات مطالعه را به تدریج اضافه کنیم، در تمامی مراحل در نظر داشته باشیم که در نهایت در مسیر پروژه ای قرار داریم که آگاهانه ما را به هدف مقطعی و البته اساسی زندگیمان نزدیک می‌کند و همانا خودآگاه تسلط‌مان را به برنامه ریزی ونظم درزندگی به چالش میکشیم.

به یاد داشته باشیم که در مدتی که ما خودمان را برای کنکور آماده میکنیم، باید در نقش چند نفر ظاهر شویم، معلم منظم و دقیقی باشیم، ناظم سختگیر وباانظباطی باشیم، شاگرد درسخوان وکاملامطیعی باشیم، دست کم در این چند ماه غرور را کنار بگذاریم، دقایق وساعات و نظم سر بازی را بر علایق وعاداتمان به تدریج حاکم کنیم، به این ترتیب ما قادر خواهیم بود تا در شش ماه آخر منتهی به کنکور کاملاً با شرایط ریاضتی مختص این دوره کنار بیاییم، برای تسلط به این شرایط، هر چند روز یکبار به خودمان یادآوری کنیم که این وضعیت موقتی است و هر چه پشتکار ما در اجرای نظم و انضباط در مطالعه، بیشتر ودقیق تر باشد، امکان دست یابی به رشته ودانشگاهی که مورد نظرمان است بیشتر و بیشتر می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *