موفقیت با برنامه ریزی میسر است

موفقیت با برنامه ریزی میسر است

موفقیت در هر پروژه ای بدون برنامه ریزی ناممکن است. فرقی نمیکند که ما چه هدفی در پیش داریم، میخواهیم غذایی ساده برای خانواده ای کم جمعیت تدارک ببینیم یا برنامه‌ریزی کلان توسعه برای یک کشور،  هر دو اینها پروژه اند.
هر کدام ابزار وتمهیدات خود را طلب میکنند. هر کدام محدودیت خاص خود را در زمینه های گوناگون تجربه می‌کنند، از محدودیت بودجه گرفته تا وضعیت آب و هوایی ویا حتی در نظر گرفتن حوادث غیرمترقبه، همگی مسایل ومعضلاتی است که ممکن است سر راه انجام هر پروژه ای قرار بگیرد، با ذهنیت پراکنده واحیانا عقب مانده ومتحجر در انجام هیچ کاری موفق نخواهیم بود.
اغلب افرادی که به فاکتور برنامه‌ریزی بهای لازم را نمی دهند، در پایان با شکست احتمالی پروژه، دنبال مقصر می‌گردند. اگر پروژه، کوچکتر وخصوصی تر باشد، برای رضایت شخصی و در واقع گول زدن خود، به دلایل غیر منطقی متوسل می‌شوند و در پروژه های کلان با توجیهات بیهوده وغیر علمی بر شکست سر پوش می‌گذارند، در حالی که ، دست کم یکی از مهمترین عوامل نرسیدن به موفقیت، نداشتن برنامه ریزی است.
چگونه برنامه ریزی کنیم
مشاوره در موارد مختلف قطعاً ثمر بخش است، اما اگر قرار باشد در مورد پروژه ای خاص مشاوره بدهیم، باید تحلیل مشخص از وضعیت مشخص موجود باشد، به عنوان مثال پروژه مورد نظر ما برنامه‌ریزی برای دوران پیش از آزمون سراسری است. بنا بر این :
۱_ابتدا زمانی را که میخواهیم تا ۴۸ ساعت مانده به آزمون را محاسبه کنیم.
۲_سپس عادات خواب، درس خواندن روز مره خود را همان گونه که هست یادداشت کنیم.
۳_حالا با توجه کامل به بند شماره ۲برنامه کوتاه مدت حداقلی به لحاظ حجم درسی که برای مطالعه در نظر میگیریم، به روی کاغذ بیاوریم.
۴_تلاش کنیم با انگیزه ومصمم، برنامه حداقلی روزانه را با موفقیت تا یک هفته ادامه بدهیم.
۵_آخرین روز اولین هفته آزمایشی، جمع بندی کنیم، با توجه به در نظر گرفتن عادات روزمره و انجام برنامه حداقلی قطعاً جمع بندی رضایتمندی خواهیم داشت واحتمالا نمره بسیار خوبی خواهیم گرفت.
۶_برای هفته دوم به لحاظ زمانی دو ساعت به زمان مطالعه مان اضافه کنیم، سعی کنیم این دو ساعت به نحو مطلوب مابین ساعات درسی روزانه خرد شود، به این ترتیب، خودمان را گول می‌زنیم و اضافه شدن ساعات درسی را حس نمی‌کنیم، با این کار آرام آرام عادات گذشته را به نحوه مثبتی تغییر میدهیم، در حالی که این تغییر به شکل محسوس اتفاق نمی‌افتد و مقاومتی در ما ایجاد نمی‌کند.

۷_در این مرحله کار کمی ساده تر شده، ما موفق شده ایم کمی از عادات گذشته فاصله بگیریم، این خود اساس تغییر است، در پایان هر مرحله جمع بندی را فراموش نکنیم.
۸_بعد از هفته دوم ما میتوانیم با اطمینان برای دو هفته آینده برنامه میان مدت بریزیم، در پایان هفته چهارم ،آماده ایم  تا برنامه‌ریزی حداکثری وبلند مدت خود را به روی کاغذ بیاوریم.
۹_در این مرحله ما به لحاظ زمانبندی حدوداً شش ساعت به ساعات مطالعه مان اضافه کرده‌ایم، در حالی که این تغییر آرام و طبیعی انجام گرفته، ما شوکی وارد نکرده ایم، پس قادر خواهیم بود با همین زمان‌بندی به راحتی به زمان حد اکثری مطالعه دست پیدا کنیم.
۱۰_در پایان هفته چهارم میتوانیم زمان دقیق مطالعه مان را با بند ۱مقایسه کنیم، این زمان، زمان واقعی درس خواندن ماست.
تا اینجا ما بازی را برده ایم! ودر پایان موفق خواهیم بود.
گفتنی است که هر یک از ما در موقعیت خاصی قرار گرفته ایم، اگر دانش آموز  سال آخر دبیرستان هستیم، هماهنگ کردن برنامه درسی با برنامه‌ریزی مطالعه برای کنکور ضرورت دارد، در صورتی که بتوانیم به درستی این دو برنامه را با هم  هماهنگ کنیم، هم به لحاظ صرفه جویی در زمان و هم به لحاظ کیفیت فرا گیری بسیار مؤثر خواهد بود.
در صورتی که به صورت داوطلب آزاد در کنکور شرکت میکنیم، زمان بیشتری برای مطالعه در اختیار داریم.
به هر حال، اصل برنامه ریزی واقع بینانه را در نظر داشته باشیم وساعات مطالعه مواد درسی مختلف را بر اساس عادت وسلیقه فردی تنظیم کنیم، اگرچه بعضی از آمارها ساعات صبح را برای دروسی مانند ریاضیات و فیزیک وعلوم پایه پیشنهاد می‌کنند و ساعات بعد ازظهر وشب را برای دروس حفظ کردنی مناسب میدانند، با این وجود تکیه بر مختصات وعادات هر فرد وحرکت گام به گام به سمت وضعیت ایده‌آل برای به نتیجه رسیدن هر برنامه‌ریزی شخصی حرف اول را می‌زند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *