سوگواری و این حرف ها (قسمت دوم)

سوگواری و این حرف ها (قسمت دوم)

تا اینجا رفتیم که وقتی ناراحتید، ناراحتی کنید. یعنی سوگوار باشید. نشانه ضعف نیست. یعنی اصلا زیاد نگران نشانه هایتان نباشید. یک مساله ای پیش آمده، شما ناراحتید و حق دارید ناراحتی کنید. پس بهتر که آن را درست انجام دهید. فقط می ماند چند تا نکته:

یکی اینکه یک زمانی را تعیین کنید و بگذارید برای این کار. مثلاً نتایج یکی از این کنکورهای آزمایشی را داده اند. رتبه ام در حدی آمده که عملاً یک ۰۹۳۶ بگذارم اولش می شود زنگ زد دید چه کسی پشت خط است. خب، به مناسبت این روز زیبا، می خواهم یک شبانه روز ناراحت باشم. هیچ اشکالی ندارد. پس تا فردا این موقع حق دارم هر چقدر دلم می خواهد بی حوصله باشم، درس نخوانم، از دنیا ناامید باشم و هیچ انگیزه خاصی نداشته باشم.

دو اینکه به بقیه هم اطلاع بدهید. یعنی به دور و بری‌های خود خیلی سر بسته بگویید که امروز ناراحتم، کاری به کار من نداشته باشید. به همین سادگی. چون تجربه ثابت کرده در مواقعی که انسان پنچر کرده است، دیگران استعداد عجیبی دارند در پیگیری امور و ایراد گرفتن و تازه شروع می شود: جورابت چرا روی میز است؟ چرا سر سفره قوز می کنی؟ چی داره این موبایل که ول نمی کنی؟ و سوال های انگیزشی دیگر. خب اگر از قبل اطلاع داده بودید که من امروز ناراحتم، شاید یک آب پرتقالی هم برایتان گرفته می شد. یعنی در سریال ها که ما دیدیم معمولاً این مدلی است.

سوم اینکه در مواقع ناراحتی، تصمیم خاصی نگیرید. هر تصمیم و ایده ای به ذهنتان می رسد، نگاهش کنید و رهایش کنید. حالا بسته به خلاقیت شما ممکن است هر کدام از این ایده ها شکوفا شود: چرا درس بخوانم؟ درس بخوانم که چه شود؟ من چرا اینقدر بدبختم؟ من اگه نباشم، کی واسه همیشه؟ کی برات می میره؟ کی نمی شه خسته؟ و مسائلی از این دست. اجازه بدهید بیایند و بروند. به رسمیت بشناسیدشان. یک ذهن غمگین، قرار نیست چیز دیگری تولید کنید. صبر داشته باشید.

چهارم اینکه با غمگین بودنتان نجنگید. فکر نکنید خیلی هنر است اگر به روی خودتان نیاورید ناراحتید. انسان های قوی اول سوگواری می کنند، بعد که تمام شد بلند می شوند و دوباره روی پای خودشان می ایستند. چون اینطوری بهتر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *