اولین چیز یا بهترین چیز

اولین چیز یا بهترین چیز

یکی از ماجراهای اصلی عید، خوردن است. ربطی به الان ندارد، همیشه هم همین بوده که همه تا می توانند می خورند. یک بار خاطراتتان را مرور می بینید که ربطی به سن، تحصیلات و اصولا هیچ چیز ندارد. خوردنش یک طرف، دستچین هم می کنند.
مهمان می آید، اشاره می کنند جعبه شکلات را ببر تعارف کن. با کمال رضایت بلند می شوی و می گیری جلوی طرف. صریح می گوید میل ندارد. اصرار می کنی تو رو خدا بردارید، می گوید ممنون صرف شده. یک حالتی هم هست که تا برندارد نمی توانید بروید برای نفر بعدی. بقیه هم می آیند کمک و اصرار پشت اصرار که تو رو خدا بردارید و الا ناراحت می شویم. بعد همان آدم با یک حالت ناراضی و معذبی دست می کند و بین آن همه گزینه دقیقاً بهترین را بر می دارد، دقیقاً بهترین.
یک جوری که کل آن جعبه ناقص می شود می رود پی کارش. حالا ربطش به کنکور چیست؟ والا این همه هنر شکار بهترین ها در نوروز حتی اگر ربطی هم به کنکور نداشته باشد به خودی خود گفتن دارد. اما یک ربط های ریزی هم دارد. ربطش این است که شما هم بهترین ها را بردارید. شما در تعطیلات نوروز، تعطیل هستید. درست مثل تیمی که اگر نبره، می بازه. تعطیل بودن هم یعنی همه کار می شود کرد. تلویزیون هست، موبایل که همیشه هست، خواب هست، قدم زدن هست، گشت و گذار، همه چیز به انتخاب شماست.
دقت کنید که در هر لحظه بهترینش را بردارید، نه اولین چیزی که جلوی دستتان بود.
فکر کنید الان چه کار کنم از همه بهتر است، همان کار را بکنید. مخصوصاً برای استراحت کردن‌ها. مثلا همه می دانیم لم دادن روی مبل همیشه هست. خیره شدن به دیوار هم همیشه هست. یک کاری کنید که وقت های دیگر نمی شود کرد.
بهار و نوروز و این هوا حیف است. خلاصه اینجوری.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *